صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 19

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

رويدادهاى اين سرزمين با پديدهء تازه‌اى به نام مسئلهء بلوچان پيوند مىيابد . اين اشاره‌ها در منابع تاريخى پس از آن نيز پى گرفته مىشود . اما ، تاريخ‌نگارىهاى عصر صفوى دربارهء سيستان تنها به اشاره‌هاى گاه كوتاه مورّخان دربار صفوى محدود نمىشود . سيستان به عنوان بخشى از ايران بزرگ آن روزگار ، اين بخت را داشته كه از يك سنّت تاريخ‌نويسى محلّى برخوردار باشد . « ملوك نيمروز » « 1 » از ديرباز سنّت تاريخ‌نگارى ويژهء خويش را داشته‌اند و به گمان بسيار قوى اثر مهمّ تاريخ سيستان از نويسنده‌اى گمنام و افزوده‌هاى بر آن به توصيه و حمايت ملوك نيمروز نوشته شده است . در آنچه به بررسى كنونى پيوند مىيابد يك اثر بسيار باارزش از اين تاريخ‌نگارى ملوك نيمروز در دسترس پژوهشگران قرار دارد كه نارسايى و نقص آگاهىهاى مورّخان دربار عصر صفوى دربارهء سيستان را نه تنها بر طرف مىكند ، بلكه خود به تنهايى يك تاريخ‌نگارى محلّى مربوط به سيستان است . گرچه به دليل خاستگاه نويسندهء آن ، كه از فعّالان سياست‌هاى صفويان در مناطقى جز سيستان نيز بوده ،

--> ( 1 ) . به روزگار شكوه سيستان ، اين سرزمين فرمانروايانى بومى داشت كه خويشتن را ملك مىخواندند . در طبقات ناصرى نوشتهء منهاج سراج ، طاهر صفّارى ، كه در عصر سلجوقيان حاكم سيستان شد ، نخستين ملك ناميده شده است . اين ملوك ادّعا مىكردند كه از نسل كيكاوس هستند . نگاه كنيد به : V . F . Buchner , " Sistan " , Encyclopedia of Islam , 1913 - 1938 , E . J . Brill , leiden , Holland , vol . v , p , 456 . و ترجمهء آن با اين مشخصات : و . اف . بوخنر ، « سيستان در دائرة المعارف اسلام » ، ترجمهء منصور صفت‌گل ، كتاب نخل ، سال دوم ، شمارهء اول ، بهار 74 ، ص 10 و پس از آن . بر خلاف نظر بوخنر ، نويسندهء طبقات ناصرى آشكارا به اين مطلب كه او نخستين ملك بود اشاره ندارد ، بلكه اظهار مىكند كه از ملوك نيمروز پيش از ملك طاهر ، نتوانسته است از كتابهاى تاريخ اطلاعى به دست آورد . منهاج سراج كه خود چندين بار به دربار ملوك نيمروز رفته بود ، از آنان به نيكى ياد كرده و آنان را پادشاهانى « فاضل و غريب نواز » معرّفى مىكند ، به نوشتهء او هنگامى كه سلجوقيان به قدرت رسيدند و « چون تخت سلطنت به فرّ همايون سنجرى تزئين يافت ، ممالك نيمروز به امير طاهر رسيد . در خدمت آن حضرت آثار اخلاص نمود و سرائى در سيستان كه در امارت بود ، بنا فرمود و رسوم ملك‌دارى وضع كرد و اطراف ممالك نيمروز در ضبط آورد و مدّتى ملك راند و درگذشت . و زعم آن ملوك آن بود كه از آل كيكاوس‌اند » . ( منهاج سراج ، طبقات ناصرى يا تاريخ ايران و اسلام ، به كوشش عبد الحىّ حبيبى ، جلد اوّل ، دنياى كتاب ، تهران 1363 ، صص 275 - 276 ) .